السيد موسى الشبيري الزنجاني

4364

كتاب النكاح ( فارسى )

براى عزّت دو معنا محتمل است : اوّل ، عزّت به معناى قوّت ، عزيز يعنى قوىّ ( در مقابل ضعيف ) و اسلام ارث را قوّت مىدهد و محكم مىكند يعنى نه تنها اسلام حظ او را كم نمىكند بلكه زياد هم مىكند . شاهد آن هم اينكه : در باب ارث مسلمان از كافر هر چند دور باشد ارث مىبرد مثل ضامن جريره ، ولى پسر اگر كافر باشد از پدر مسلمان ارث نمىبرد و اين علامت اين است كه اسلام منشأ مىشود مسأله ارث قوتى پيدا كند و مقدم شود و روى طبقات تنظيم نگردد . دوّم : به معناى افتخار و سربلندى ( در مقابل ذلّت ) ، اسلام منشأ عزّت است نه ذلّت يعنى اسلام بهرهء كسى را از ارث كم نمىكند و او را محروم نمىسازد ، چنانچه كافر و يا قاتل را عقوبتاً به جهت جرمى كه كرده‌اند از ارث ممنوع و محروم مىكنند و اين براى او نوعى ذلّت است و لذا كافر از مسلمان ارث نمىبرد ولى چنين محروميتى در مورد مسلمان نيست و مسلمان از كافر ارث مىبرد . به نظر ما عموم تعليل روايت در مسأله ما ( نفى ولايت پدر كافر بر فرزند مسلمان ) قابل تمسك نيست و اشتباه معنا شده ، چون : عموميت آن نسبت به عقد سلبى قضيه تمام است يعنى اسلام حظّ شخص را هيچ كجا كم نمىكند - نه در باب ارث و نه در ابواب ديگر - امّا در طرف ايجاب چنين عموميتى ندارد كه در همه جا مسلمان بايد بر غير مسلمان امتياز داشته باشد هر چند خود روايت امتياز در باب ارث را اثبات كرده است . مثلًا وقتى مىگويند : اگر كسى قرآن را حفظ كند اين حفظ ، حظّى را از او كم نمىكند بلكه امتياز هم به او داده مىشود مثلًا او را به حج يا عتبات يا مشهد مىبرند ، امّا معنايش اين نيست كه در همهء موارد امتياز بيشتر به او داده مىشود يعنى نسبت به عقد سلبى قضيه عموميت دارد يعنى حفظ قرآن هيچ يك از امتيازات را از انسان نمىگيرد پس اگر عاملى كه موجب امتياز مىشد وجود داشت ، حفظ قرآن مانع امتياز نمىشود ولى نسبت به عقد ايجابى قضيه امتياز فى الجملة را